تعیونگ نفس عمیقی کشید و تلخ خندید سپس تند جیمین را کوتاه
تعیونگ نفس عمیقی کشید و تلخ خندید سپس تند جیمین را کوتاه و محکم بغل کرد سپس سمت دکتر چرخید: میتونیم ببیمنش
چانمی محکم ایستاد : من مادرش هستم .. دخترک چش شده بود ..
دکتر : آروم باشین .. خانم پارک مین جی ۲۰ روزه باردار بدون .. و انگار بر اسر استرس و فشار زیاد ذهنی نگرانی زیاد .. خونریزی شدن .. ولی زود به بیمارستان مراجعه نکردن .. متأسفم - روبه تعیونگ کرد - بچه رو از دست دادیم فقد دو روز زود تر میآوردنش بچه زنده میماند ..
دکتر دیگر چیزی نگفت و رفت چانمی جلو تهیونگ ای که غرق افکارش بود ایستاد سپس با بغض گفت : بیا .. اینجوری که میخواستی شد ..
چانمی محکم ایستاد : من مادرش هستم .. دخترک چش شده بود ..
دکتر : آروم باشین .. خانم پارک مین جی ۲۰ روزه باردار بدون .. و انگار بر اسر استرس و فشار زیاد ذهنی نگرانی زیاد .. خونریزی شدن .. ولی زود به بیمارستان مراجعه نکردن .. متأسفم - روبه تعیونگ کرد - بچه رو از دست دادیم فقد دو روز زود تر میآوردنش بچه زنده میماند ..
دکتر دیگر چیزی نگفت و رفت چانمی جلو تهیونگ ای که غرق افکارش بود ایستاد سپس با بغض گفت : بیا .. اینجوری که میخواستی شد ..
- ۷.۷k
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط