{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی باجی

☆تکپارتی ((باجی)) ☆

☆شما همکلاسی باجی بودین ☆

از زبان تو

+صبح زود بیدار شدم و صبحونه خوردم و راه افتادم رفتم مدرسه که باجی رو دیدم که داشت با چیفویو حرف میزد اهمیتی ندادم و رفتم کلاسو و نشستم هنوز کلاس شروع نشده بودو سرمو گذاشت رو میزو احساس کردم کسی بالا سرمه، سرمو بلند کردم دید باجیه +


ا/ت: سلام (با بی حوصلگی)

باجی: سلام خوبی؟(با لبخند چشم بسته)

ا/ت: خوبم، کاری داشتی؟

باجی: تو زنگ تفریح تو کلاس بمون

ا/ت: چرا؟

باجی: تو بمون خودت میفهمی

ا/ت: باشه


+معلم اومد و باجی رفت سرجاش و توی مدت زمانی که معلممون داشت تدریس میکرد نگاه سنگینی رو رو خودم حس میکردم بعد از تموم شدن کلاسم توی کلاس موندم تا ببینم باجی باهام چیکار داره توی کلاس کسی نبود که باجی اومد کنار صندلی کناریم نشست موهامو پشت گوشم قرار داد و...+


باجی: مال من میشی؟(با نیشخند)

ا/ت: منظورت چیه ما فقط همکلاسیم (با سرخی)

باجی: یعنی من دوست دارم میخوام باهات رل بزنم

ا/ت: عا باید درموردش فکر کنم (با سرخی و سرش پایین)

+که باجی با دستش سر ا/ت رو بلند کرد لباشو گذاشت رو لبشو و زبونشو وارد دهن ا/ت کردو دستاشو بالا سرش نگه داشت و با زبونش بازی کرد و رفت عقب +

باجی: نیازی به فکر کردن نیست از این به بعد تو مال منی (با نیشخند دندون نما)

ا/ت: ممکن بود کسی م مارو ببینه (با قرمزی)


باجی: اما ندید من رفتم بای گربه کوچولوم


+باجی بلند شد و رفت وا/ت هنوز تو شوک بود+
دیدگاه ها (۲)

☆دو نفر در یک قلب پارت ((۴)) ☆ یومه یه لباس انتخاب کرد (اس د...

☆دونفر در یک قلب پارت ((5)) ☆یومه: میشع خریدارو بزاریم خونه ...

☆تکپارتی مایکی بونتن ☆☆نکته: شما دوست دختر مایکی بودین☆ داشت...

☆تکپارتی از سانزو ☆☆نکته: شما دوست سانزو بودین ☆ داشتی پیاده...

Part 6

۳ عاشق پارت۲ راوی: ا/ت همین که از کلاس اومد بیرون به سمت خ...

فیک مافیای سیاه من part 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط