{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابا بزرگم دیشب اومده کنارم نشسته؛

بابا بزرگم دیشب اومده کنارم نشسته؛
سریع یکی زد پس کلم!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

گفت: انقدی که تو چرت و پرت مینویسی تو این شبکه ها، اگه کتابی چیزی مطالعه میکردی الان دانشمند بودی!!!
گفتم: شما ازکجا میدونی؟!
گفت: من مهنازم! همونی که عصر باهاش چت می کردی
دیدگاه ها (۱)

خخخخخخ

خخخخخ

← تست شخصیت →انتخاب کنین بعد برید آخر پست شخصیتتون رو پیدا ک...

رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه ؟؟؟.....یه دختر بچه 7سال...

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده امروز سالگرد رل تو و ...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p1بچه ها ممکنه داستان یکم ...

free from the court (p7)

پارت چهاردهم | صبحی که تازگی دارد. پارک لارااولین چیزی که حس...

پشت نگاه سردت.. پارت ۱۳فقط همین یه کلمه برای من کافی بود.یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط