{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک سانزو قسمت ششم

فیک سانزو. قسمت. ششم
ات رو کشید و انداخت رو خودش، و بعد حوله یه ات رو در آورد و شروع به رد گزاشتن روی بدن ات کرد و ات خیلی آروم ناله میکرد بعد اینکه کلی رد رو بدن ات گزاشت لب ات رو به صورت خیلی وحشیانه ای بوسید و بعد شروع کرد با سینه هاش بازی کردن و ات همبنجوری آروم ناله میکرد بعد چن دقبقه ات رو ول کرد و گزاشت لباساشو بپوشه همینجوری که به ات نگاه میکرد ات روتین پوستیشو انجام داد چشم بندشو زد و دراز کشید تا بخوابه و اصلا هم به سانزو توجه نکرد سانزو هم با پرویی اومد رو تخت ات دراز کشیدو ات رو از پشت بغل کرد
ات:واقعا ادم پر رویی هستی
سانزو: بگیر بخواب بیب که قراره بدتر از اینا سرت بیاد
و تا صبح همونجوری تو بغل سانزو خوابید



شرمنده این کوتاه بود چون واقعا مغزم گو. زید
دیدگاه ها (۹)

فیک سانزو. قسمت. هفتم وقتی از خواب پاشدم سانزو رفته بود ولی ...

فیک سانزو. قسمت. پنجمصبح که رفت،مدرسه روبی ی و دار و دستش ات...

فیک سانزو. قسمت. چهارم یهو یه دختره به اسم روبی رفت سمت ات و...

خشمپارت 6 +18ویو ات: تهیونگ از کنارم رد شد و رفت سمت کمد لبا...

ددی بدجنس من💅🏻😈Part6عاااااااححح کوک عاییی ارومممممکوک با نال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط