{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌نشینم روی پایت تا تو را شیدا کنم

می‌نشینم روی پایت تا تو را شیدا کنم
تا که شاید من رگ خواب تو را پیدا کنم

می‌نهم لب را به لب‌هایت مگر رسوا شوی
تا که شاید لحظه‌ای با بوسه‌ای اغوا شوی

می‌گشایم لب به زیر گوش تو با دلبری
تا که شاید چشم خود بندی به روی دیگری

می‌خرامم نرم و نازک سوی آغوشت چو مار
تا که شاید از کفت گیرم عنان و اختیار

تو ولی با چیرگی من را به زانو می‌نهی
دست سرد خود به دست گرم و داغم می‌دهی
.
با لوندی گونه‌ی من را نوازش می‌کنی
با نگاهت بوسه‌ای تبدار، خواهش می‌کنی

می‌خزم آهسته در آغوش پر آرامشت
من اجابت می‌کنم در لحظه امر و خواهشت
دیدگاه ها (۲)

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفتغصه ها را توی قلبم سر جها...

نگاهم میکنی قلبم چقدر آرام میگیردنگاهم از نگاهت زندگی را وام...

می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستمهر چه می خواهی بگو فکر شعا...

برای عشــــــــــق تمنا کن ولی خار نشوبرای عشــــــــــق قبو...

عاشقانه های شبنم بیاد خان بابا

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

dark life = 9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط