{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازش گله کردم که چرا دیر به دیر سر می زند .

ازش گله کردم که چرا دیر به دیر سر می زند .
گفت :
" پیش زن های دیگمم .. ! "
گفتم :
" چی .. ؟ "
گفت :
" نمی دونستی چهار تا زن دارم .. ؟ "
دیدم شوخی می کند ، چیزی نگفتم .
گفت :
" جدی می گم ،
من اول با سپاه ازدواج کردم ،
بعد با جبهه ،
بعد با شهادت ،
آخرش هم با تو .. "
دیدگاه ها (۲)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

آخرین بحث پارت ۲۱

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۱ پارتویو &چند دقیقه گذشت.ته...

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

اگه خواستی بیا کپشن!

قسمت ۱۱

«قرار نبود عاشقت بشم» | تک‌پارتی جونکوک 🖤از همون روز اول با ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش دوم_ریچل کمی از جا می‌پرد"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط