{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:30

اسم فیک:زخم های رقم خورده.

``دیگه هیچوقت سد راهم نشو``

_حق داشت .

واقعا حق داشت.

ولی من نمیتونستم کاری انجام بدم چون منم مثل اون فقط یه بازیگری میمونم که معلوم نیست قراره تا کی نقش های مزخرفمو تموم کنم.


+میبینی هیچ جوابی نداری این خودش ثابت میکنه که همتون فقط میخواید منو زجر بدید.


_رزا اینطور نیست.

+اسم منم به زبون کثیفت نیار کیم تهیونگ سعی کردم احساساتم نسبت بهت رو سرکوب کنم گاهی اوقات با خودم میگفتم یعنی اون کسی که حتی نمیذاشت به چاقوی تیزی دست بزنم تا مبادا خراش کوچیکی روی دستم ایجاد شه خودش داره با چاقو به قلبم حمله میکنه. (گریه)


_اینو بدون چه بخوای چه نخوای نمیتونی از این قضیه فرارکنی که تو مال من منی.

+من وسیله جنسی کسی نیستم که تا بخواید منو لمس کنید و حرفای عاشقانه بهم بزنید و بعد مثل سطل زباله منو کنار بذارید فهمیدی کیم تهیونگ. و اون برگه طلاق کوفتی رو مدام به یادم نیار امروز برگه طلاق میفرستم امضاش کن تا هردومون راحت شیم.


_بیخود داری تلاش میکنی من اونو امضا نمیکنم‌.

+مجبوری امضا کنی و باید بپذیری که من تا چندروز دیگه میام تو این خونه زندگی میکنم اما نه به عنوان همسر تو به عنوان مادرناتنیت پس تا اون موقع خوشحال باش چون قراره بدتر از من زجر بکشی.


_برای اینکه منو ذره ذره نابود کنی میخوای خودتو بفروشی.

+آره من از روز متولد شدنم نه برای زندگی کردن بلکه برای دردکشیدن به دنیا اومدم.

_درد واقعی رو موقعی حس میکنی که دیگه کاراز کار خیلی وقته گذشته.


+بدورود کیم تهیونگ.

____________________________



&داری میری رزا جون(تمسخر)داشتم قهوه آماده میکردم.

+به خودت زحمت نده میرا جون بشین به این فک کن که قراره چجوری مخ شوهرتو بزنی تا کمی تحویلت بگیره(با تاسف)

&تو چطور جرأت میکنی(عصبانی)اما میدونی مهم نیست تهیونگ چه بخواد قبول کنه چه نکنه کسی که باهاش رویه تخت میخوابید تا چندروز دیگه قراره رو تخت باباش بخوابه(نیشخند)


+دلم به جالت میسوزه میرا معلوم نیست چه بار اضافی هستی که شوهرت نمیتونه یه دقیقه هم کنارت دووم بیاره.


&زنیکه ه*ر*ز*ه. برام مهم نیست چه غ*ل*طی میکنه ولی اینو بدون من تهیونگو با کسی تقسیم نمیکنم.



+همیشه همینجوری هستی خودت که شوهر داری بعد میای با دستیار من الکساندر لاس میزنی.


&جالبیتش اینجاست که اون بخاطر من توروی رفیق چندین سالش وایساد و بهش لقب ه*ر*ز*ه رو داد.

+...............


&اوخ ببخشید رزا جون نمیخواستم به روت بیارم.

+مهم نیست بهرحال تا چندروز دیگه مادر شوهرت میشم اون موقع خودم تربیتت میکنم .


ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۸)

part:31

part:31

part:29

part:28

part:16

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط