{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تبدارم و چون فصل خزان در نوسانم

تبدارم و چون فصل خزان در نوسانم

هر لحظه و دم نام تو شد ورد زبانم

دم نوش دگر نیست مرا چاره کارم

یک بوسه از آن کنج لبانت برسانم ⚡ ️
دیدگاه ها (۱)

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط