{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#داستان_امشب...

#داستان_امشب...

(پند کشیش)

مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:

نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.

کشیش گفت:

بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.

خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی.
زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.

اما در مورد من چی؟…

من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را.
حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند.
با وجود این کسی از من خوشش نمی آید.
علتش چیست؟

️می دانی جواب گاو چه بود؟

جوابش این بود:

شاید علتش این باشد که “هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم”

✅دوست من تا حیات داریم ،ببخشیم....
دیدگاه ها (۴)

مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید: نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می...

مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می ...

مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می ...

خوک یا گاو؟ مرد ثروتمندی به کشیشی می‌گوید: «نمی‌دانم چرا مرد...

#حکایت مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:نمی دانم چرا مردم مرا خ...

مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می ...

مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید: نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می...

#داستان_کوتاه مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:نمی دانم چرا مرد...

#داستان_شب..مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:نمی دانم چرا مردم ...

#داستان_امشب... ""پند عابد""مرد ثروتمندی به عابدی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط