{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهوی من

اهوی من
پارت ۹۸

اراد:منم دنبال ارامشم اهو دلمم نمخواد ک ترو از دست بدم

اراد از پشت اهو رو بغل میکنه
اراد:میشه تا ابد پیشم بمونی قول بده؟
اهو:به جون خودم قسم تا ابد پیشت میمونم

همنجور ک اینا داشتن حرف هایی عاشقانه میزدن انا از اتاق میاد بیرون

انا:مامان مام‌ ان
اهو:جان مامان فدات شم (باذوق)
اهو با ذوق به سمت انا میره بغلش میکنه و موهاشو بو میکشه
اراد:من چی پس من خرجتو میدم به اون میگی مامان ایشش
اهو: فکر کنم اشتباه گفتی همیشه بچه ها میگن بابا مامان ها ناراحت میشن ولی این دفعه دختر من مامان گفت تو هم بدرک ک ناراحت شدی
اراد:ععع این دستم بشکنه ک نمک نداره

(اهو)
اراد انارو برد پارک براش پشمک بخره ک دیدم از صبح بهار از اتاقش بیرون نیومده براش یکم خون ریختم با ابیموه رفتم به طرف اتاق در زدم

اهو: بهار بهار جان بیداری؟
بهار با صدای ضعیف جواب بده میگ بیا تو
رفتم تو اتاق ک کل اتاقش بهم ریخته بود خودشم موهاشو کوتاه کرده بود (موهای بهار تا پایین پاهاش بود) واز دستش خون میاد سینی رو گذاشتم رو میز با نگرانی به سمتش رفتم

اهو: چرا رگتو زدی بهار پاشو بریم دکتر
بهار: نمخواد داره زخمم خوب میشه من هیچم نمیشه(باصدای ضعیف و با گریه)
اهو: چرا اینکارو کردی با خودت
بهار: اراس بهم خیانت کرد خودم دیدم اون منو دوست نداشت اون بهتر از من پیدا کرد
اهو: نه اینجور نیست اون ترو دوست داشت
بهار: خودم با چشمای خودم دیدم خونه خریدن باهام دیگ زندگی میکنن منو برای کناره داشته

بهار به اتاق خودمون بردم و خوابید لباس هامو پوشیدم به سمت خونه اراس ک بهار ادرسشو داد رفتم به اراد هم زنگ زدم ک بره خونه مراقب بهار باشه
دیدگاه ها (۲)

اتاق هفتمپارت اولوقتی پامون گذاشتیم توی خونه یه حس عجیبی داش...

رمان عشق ممنوع

پارت ۴ (سرنوشت)

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

رمان

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۵$کایرا : راستی داداش!!.تهیونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط