اهوی من

اهوی من
پارت ۱۰۰

(اهو)
کل حقیقت هارو داشتم میفهمیدم و این خیلی دردناک بود قلبم داشت تیر میکشید رفتم تو پارک روی یکی از نیمکت ها نشستم برف بارش بیشتر شده بود ک یک چتر بالایی سرم امد بغل دستمو نگاه کردم ک دیدم ارکان

اهو:ارکان تو زنده ای
ارکان:نه من فقط برای تو زندم امدم خودم بهت داستان زندگیتو بگم
اهو: مرسی ک امدی
ارکان: از‌شبی ک تو به دنیا امدی شروع میکنم بعد اینک انا مرد بابات ترو به یکی از قبلیه ها داد به خانومی به نام هانا اون ترو تا ۱۳ سالگی بزرگ کرد و مرد هیچکس هم‌نفهمید ک چرا‌مرد یا چیشد عرفان ترو ورداشت اورد پیش خودش و یک طلسم در بدن تو گذاشت ک وقتی حافظتو پاک کنی دوباره از ۱۳ سالگی متولد بشی اون موقع من ۱۰۰ سالم بود یعنی ۱۵ سالم به انسانی ترو بردن به قبلیه وحشان انسان هایی وحشی ک حتی به خودشون هم رحم نمکنن من پسر رییس اون قبلیه بودم از بچگی عاشقت شدم تو ۱۶ سالت ک شد برات خواستگار امد منم همون موقع به جنگ فرستاده شدم......
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

My lovely neighbor part : 66

چند پارتی

رمان به دنبال هم...

پارت چهارم — اولین برخوردچند روز بعد، یورا کم‌کم داشت به زند...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

Iove and the MoonPart 45ویو یونایونا: پدرم؟این کلمه انگار تو...

زندگینامه نووا

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط