{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببار بر من ای باران

ببار بر من ای باران

کاش میبارید
باران
بر کویر سوخته سینه من
کاش کمی
چشمانت را
به افق چشمانم
نزدیک میکردی
نمیدانم چگونه
بگویم دوستت دارم
مینویسم
میگویی شاعری
گریه میکنم
بغض میکنم
میگویی
این روزها کار مرد گریه کردن
بغض کردن
ماندم با عشق تو چکنم
میترسم بعد از مردنم هم
گلی بروید از
قبرم
اما باز خواهی گفت
خاک .باران .خورشید
پس عشق من چی
کجا بود
باور کن مرا
باورم کن
من تشنه نسیمی هستم
که سحرگاهان
بوی تو را
میاورد بر خانه ام
از این رو کوچه ام را
اب و‌جارو میکنم
کاش میشد
روزی هم
تو با نسیم بیایی
دیدگاه ها (۴)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

عشقی حقیقی

رمان:: 🫧" عشق عجیب ما "🫧آشنایی با شخصیت ها:: لی ــ سومی: ( ه...

ابلیس

( last minute )

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.13الیز:باشه همه رف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط