{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگو غریبه نیستیم.

نگو غریبه نیستیم.
در چشمهایت غم غربت موج میزند.
آمده ای به سلامی و نگاهی و شاید بدرودی دل خوش کنی.
من از صد فرسخی رنگ غربت را می‌شناسم. غربتی که چشمهای تو را آنقدر خواستنی کرده و قلب مرا آنقدر شکستنی.
حالا هی نگاهت را از من بدزد و بگو اتفاقی از این کوچه رد میشدی.
من که میدانم عبور تو از سر عادتی بود که در این کوچه گمش کردی و حالا آمده ای تا بر حسب تصادف پیداش کنی.
فکر کن پیدایش کردی زیر بارانی که دیشب گاهی می‌بارد و گاهی نه.
می ایستی و نگاهش میکنی تا خیس شود مچاله شود و بعد دوباره فراموشش کنی پیش از اینکه دو باره بگویی:
خدا حافظ....
دیدگاه ها (۱)

جاده دلگیرست وقتی عشق همراهت نباشددوستان باشند اما یار دلخوا...

کاش می شد که کسی می آمد....... باور تیره ی ما را م...

کفش ها چه عاشقانه هایی باهم دارند!!!یکی که گم شود دیگری محکو...

مــــــــــــــــــــن آرااااام دوستت خواهم...

نگو غریبه نیستم. در چشم هایت غم غربت موج می زند. آمده ای به ...

جایی در این دنیا هست...یک کوچه ی بسیار بسیار باریک در یک محل...

برای اولین بار بود که همدیگر را میدیدیم... اما دیدی گاهی یک ...

به درک که باران نیامدخودم با همین چشمانمحافظه کوچه پس کوچه ه...

و دوباره تصمیم گرفتم برایت بنویسم ، با اینکه میدونم دیگه نیس...

و دوباره تصمیم گرفتم برایت بنویسم ، با اینکه میدونم دیگه نیس...

. عادتم داده بودی به ساعتهای آمدنت،به حرفهای شیرین و خنده ها...

تا حالا بی دلیل گریه کردی برای چشمان مردی که دیگر پیدا به زن...

این کپشن رو قبلا هم گذاشته م خیلی قشنگه حتما بخونید *اجازه ...

داستان میشه قلبت رو هک کنم یونگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط