{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در میـان ِهیــاهوی کلاغ های دهـن لق

در میـان ِهیــاهوی کلاغ های دهـن لق
خارج از چهـار چوبِ روزمـرگی هایم
در ایـوان خانه ام می نشیـنم
و دوبـاره زخـم میـزنم
به تَنِ سپیــدِ کاغــذم
شعـرهای کالـم را بچیـن و
مـرا بخـوان ...

عطـرِ تنـت می پیچیـد
در فضـای خالی ِ واژه هایـم
کاش می شـد برای تـو مُـرد
بـرای تـو جان داد ...
اکنـون رو به بن بسـتِ کوچه
ردِ پای آمـدنت را
انتــظار می کشــم
زود بیـا ...
#ژیـلا_معصـومی
دیدگاه ها (۷)

چه فلسفه‌ی هیجان‌انگیزی در نام تو آرامیده‌است که صدایت می‌زن...

۲۹ روز #تا_بهار "اسفند" تافته‌ی جدابافته است!نه می‌توان اَنگ...

حواستان به آدمهای آرامِ زندگیتان باشد!آدمهایی که از صبح تا ش...

دشت هایی چه فراخ کوههایی چه بلند... در گلستانه چه بوی علفی ...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

سایه های کلاغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط