{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در میـان ِهیــاهوی کلاغ های دهـن لق

در میـان ِهیــاهوی کلاغ های دهـن لق
خارج از چهـار چوبِ روزمـرگی هایم
در ایـوان خانه ام می نشیـنم
و دوبـاره زخـم میـزنم
به تَنِ سپیــدِ کاغــذم
شعـرهای کالـم را بچیـن و
مـرا بخـوان ...

عطـرِ تنـت می پیچیـد
در فضـای خالی ِ واژه هایـم
کاش می شـد برای تـو مُـرد
بـرای تـو جان داد ...
اکنـون رو به بن بسـتِ کوچه
ردِ پای آمـدنت را
انتــظار می کشــم
زود بیـا ...
#ژیـلا_معصـومی
دیدگاه ها (۷)

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

وقتی دلت تنگ شدنوشته ام را به نام خودت بخوانکه برای تو نوشته...

پشت دیوارهای سرد و سپید...در هیاهوی یک سکوت غلیظ...تیغ فولاد...

من انسانی نبوده ام، که در کنارت بنشینم!چای بنوشم، احساست را ...

❤️❤️ تکلیف تمام روزها و شبهای عاشقی من اینستکه از تو بنویسمو...

ای خدایِ کوچک من...👌❤🍀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط