{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این جا

این جا
آخرین ایستگاه عاشقیست...
پایانه ی رودها
برای رودهای کف آلود منتظری
که سراسیمه
خودرا،به آغوش دریای عشق
پرتاب می کنند.
روی ماسه های ساحل همین دریا
دلخوری هایم را می نویسم؛
تا جزر ومد آب
همه را بشوید وباخود ببرد.
بی آنکه ذره ای
در خانه ی دلم جای بماند.
استاد عشق 
جز مهر یادم نداد،
کاش کمی هم
نفرت را می آموخت!
دیدگاه ها (۱)

قفس داران سکوتم راشکستنددل دائم صبورم راشکستند بجرم پابه پای...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگر...

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟سر به تایید تکان دادی و ...

آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم .......آنکه دائم نفسش حس ت...

این جاآخرین ایستگاه عاشقیست...پایانه ی رودهابرای رودهای کف آ...

یک روز ک دلم گرفت📸خودم را برداشتم و بردم دست خودم را گرفتم س...

یک روز ک دلم گرفتخودم را برداشتم و بردم دست خودم را گرفتم سو...

#آبهای‌نیلگون...یک روز ک دلم گرفتخودم را برداشتم و بردم دست ...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط