{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟
سر به تایید تکان دادی و گفتی آری!

عین مرگ است اگر بی تو بخواهد برود
او که از جان خودت دوست ترش می داری
ای که نزدیک تری از من دلتنگ به من
بین ما نیست به جز فاصله ای اجباری

من عروس توام ای از من و آغوشم دور
خطبه را گریه من می کند امشب جاری

زندگی چیست به جز خاطره ای افسرده
زندگی چیست به جز رنج و غمی تکراری
گله ای نیست به تنهایی خود دل بستم
به غزل گریه ی هر روز، به شب بیداری

روی دیوار دلم سایه ای از قامت توست

مثل تنهایی من قد بلندی داری
دیدگاه ها (۱)

این جاآخرین ایستگاه عاشقیست...پایانه ی رودهابرای رودهای کف آ...

قفس داران سکوتم راشکستنددل دائم صبورم راشکستند بجرم پابه پای...

آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم .......آنکه دائم نفسش حس ت...

.

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

تکاپو پارت 102: چرا نمیتونم حلش کنم؟... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دیمیتریوس ...

پارت ۱۲: هویتِ فاش شدهتهیونگ به زخمی که روی دستِ مرد بود، خی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟓جونگکوک:برو گمشو عوضی تو اون دختره رو ...

شجاعت در سایه

#ShadowsoRegretتک پارتی در خواستی از تهیونگ و آتتهیونگ:کردی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط