{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی وقتهاسکوت میکنی چون آنقدر رنجیده ای که نمی خواهی حرف

بعضی وقتهاسکوت میکنی چون آنقدر رنجیده ای که نمی خواهی حرف بزنی چون واقعا حرفی واسه گفتن نداری
گاه سکوت یه اعتراضه
گاهی هم یه انتظار
امابیشترسکوت واسه اینکه هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تودروجودت داری، توصیف کنه
فهمیدم چرا سکوت کردم
دیدگاه ها (۱)

آن که میگوید دوست ات می دارمخنیاگر غمگینی استکه آوازش را از ...

ﻧﻤﯽ ﻧﺎﻟﻢ ﻣﻦ ﺩﺭﺩﻡﻧﻤﯽ ﮔﺮﯾﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺣﺎﻟﻢﻭﻟﯿﮑﻦ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺷﮏ ﺩﺍﺭﻡ ﻣ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ؟ﺩﻟﻢ ﺁﺷﻮﺏ ﺍﺳﺖ ...ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ... ﺳﮑ...

ﺑﺎ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﻘﺮﺍﺭﻡﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻨﺎﺭﻡﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ...

بفرمایید قهوه یه خستگی در کنیم و یکم از شلوغیای ذهن فاصله بگ...

امروز تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ا...

فردا تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ای...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

اهم، هیلرزها.یه سؤال ساده دارم؛ واقعا از قلمم بدتون میاد؟چون...

p9جنا هنوز میان وسایل قدیمی ماریا نشسته بود و به عکس‌های داخ...

پارت ۲۹ — «اعتراف تهیونگ»تهیونگ چند ثانیه فکر کرد و گفت:تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط