{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر خوابت را دیده ام

آنقدر خوابت را دیده ام
آنقدر بازوانم عادت کرده اند
سایه ات را تنگ در آغوش بگیرند
و بر سینه بفشارند!!
که شاید
در مقابل خطوط اصلی جسمت تا نشوند...............!!!!
دیدگاه ها (۲۰)

«تو» همانی که دلملک زده لبخندش را..................!!

ای «عشق»از سوختن مرا پروایی نیست ققنوسم...........!!دوباره ز...

الهی آمین 😊 😊 🌸 🌹

تمام محال ها...................!!!!

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

✨🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۸«قرار نبود این‌قدر نزدیک بشی…» 🌙صدا...

My_idol

سناریو جونگکوک

#playmate p¹¹³●○تهیونگ ویو:هر تیکه از وجودم داشت سمتش میرفت ...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۱✦ات ویوتمام مسیر برگشت از کمپانی فقط به حرف‌های ریچار...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

سناریو: (وقتی رنگ پوست...)(وقتی رنگ پوستت ازش تیره تره و بهش...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط