بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت صد یازده🍷🗡
همه با تعجب بهش نگاه میکردن
نمیدونم کوروشم مثل ما آدم بود چرا اینطوری نگاهش میکردن
لب گزیدم
همشون دونه دونه خارج شدن و آخرش سرخدمتکارا نیم نگاهی به من انداخت
گفت
+کی بیایم ارباب؟ غذا روی گازه!
کوروش بدون اینکه نیم نگاهی بهش بندازه با اخم گفت
_نیم ساعت دیگه
کنجکاو شده بودم
این چی بود که کوروش میخواست دربارش با من حرف بزنه
استرسم داشتم
حس میکردم چیز خوبی نیست
مثل همیشه وقتی استرس میگرفتم ناخونمو میجوییدم
همین کار و کردم
که لب زد
+دستتو بنداز پایین! مگه بچه کوچیکی
با من بود؟
سرمو برگردوندم
اره جز من کسی اینجا نبود
چشمام گرد شد
چه ربطی به بچه کوچیک داشت؟
همینو زمزمه کردم
_به بچه ی کوچیک چه ربطی داشت
چشمکی زد
+اونایی که بچن مثل تو همش دستشون دهنشونه
پارت صد یازده🍷🗡
همه با تعجب بهش نگاه میکردن
نمیدونم کوروشم مثل ما آدم بود چرا اینطوری نگاهش میکردن
لب گزیدم
همشون دونه دونه خارج شدن و آخرش سرخدمتکارا نیم نگاهی به من انداخت
گفت
+کی بیایم ارباب؟ غذا روی گازه!
کوروش بدون اینکه نیم نگاهی بهش بندازه با اخم گفت
_نیم ساعت دیگه
کنجکاو شده بودم
این چی بود که کوروش میخواست دربارش با من حرف بزنه
استرسم داشتم
حس میکردم چیز خوبی نیست
مثل همیشه وقتی استرس میگرفتم ناخونمو میجوییدم
همین کار و کردم
که لب زد
+دستتو بنداز پایین! مگه بچه کوچیکی
با من بود؟
سرمو برگردوندم
اره جز من کسی اینجا نبود
چشمام گرد شد
چه ربطی به بچه کوچیک داشت؟
همینو زمزمه کردم
_به بچه ی کوچیک چه ربطی داشت
چشمکی زد
+اونایی که بچن مثل تو همش دستشون دهنشونه
- ۹۲۹
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط