یه روز یه راننده تاکسی تو مشهد دنبال مسافر بوده بد گوشه خ
یه روز یه راننده تاکسی تو مشهد دنبال مسافر بوده بد گوشه خیابون یه آقایه ریشی با لباس مذهبی با تسبیح سوار میکنه یخورده حرکت که میکنه آقاهه میگه میدونی من کیم راننده میگه نه بد یه خانومی دست بلند میکنه خانومه عقب سوار میشه بد راننده حرکت میکنه دوباره آقاهه ازش میپرسه میدونی من کیم بد راننده میگه من چه بدونم تو کی هستی نه جادوگرم نه علم غیب دارم بد آقاهه میگه من ازراعییلم راننده میخنده میگه اسکل گیر آوردی یا دیوونه ایی که ناگهان زنه از عقب به راننده میگه آقا شما با کی حرف میزنیین حالتون خوبه که راننده یه نگاهبه آقاهه میکنه دره ماشینو باز میکنه با تمام سرعت فرار میکنه بد مرده میشینه پشته فرمون زنه هم میاد جلو اینجوری ماشین میدزدن حال کردی اینم.
از ایرانیایه دانشمند
از ایرانیایه دانشمند
- ۳.۰k
- ۱۴ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط