اشتباهخوبمن
#اشتباه_خوب_من
#پارت_۱۲
از رفتار و حرف عماد تو تعجب بودم که استاد وارد کلاس شد
بعد تموم شدن دانشگاه یه راست به سمت خونه حرکت کردم و خواستم امروز پیاده برم و یکم پیاده روی کنم که دیدم عماد داره از جلو میره
بدو بدو خودمو رسوندم بهش و زدم رو شونش که برگشت و نگام کرد
لب گزیدم و سخت بود ازش تشکر کنم
_بابت امروز ممنونم اما نیازی نبود خودم حلش میکردم
_مطمئنم که میکردی
بعد چند دقیقه تو چشمام خیره شد و بعد پشتشو به من کرد و دوباره راه افتاد
_وایسا
شاید مسیرمون یکی باشه بزار باهم بریم
گندش بزنن زود وا دادم
_میخوای بیا
_نه نه منصرف شدم تو برو اصلا دوست ندارم باهات قدم بزنم
با صدای بلند خندید که به دلم نشست اما به روی خودم نیاوردم
_مطمئنن همینطوره
بعد از کنارم دور شد و من یهو دیگه دلم پیاده روی نخواست و اسنپ گرفتم رفتم خونه
#پارت_۱۲
از رفتار و حرف عماد تو تعجب بودم که استاد وارد کلاس شد
بعد تموم شدن دانشگاه یه راست به سمت خونه حرکت کردم و خواستم امروز پیاده برم و یکم پیاده روی کنم که دیدم عماد داره از جلو میره
بدو بدو خودمو رسوندم بهش و زدم رو شونش که برگشت و نگام کرد
لب گزیدم و سخت بود ازش تشکر کنم
_بابت امروز ممنونم اما نیازی نبود خودم حلش میکردم
_مطمئنم که میکردی
بعد چند دقیقه تو چشمام خیره شد و بعد پشتشو به من کرد و دوباره راه افتاد
_وایسا
شاید مسیرمون یکی باشه بزار باهم بریم
گندش بزنن زود وا دادم
_میخوای بیا
_نه نه منصرف شدم تو برو اصلا دوست ندارم باهات قدم بزنم
با صدای بلند خندید که به دلم نشست اما به روی خودم نیاوردم
_مطمئنن همینطوره
بعد از کنارم دور شد و من یهو دیگه دلم پیاده روی نخواست و اسنپ گرفتم رفتم خونه
- ۳.۶k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط