{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سفرے بہ دور دنیاست ،وقتی

سفرے بہ دور دنیاست ،وقتی
دستانم تا انتها ، رویت را
نوازش می ڪنند . . .
در آغوشم
ڪہ
میگیرے
آنقدر آرام
میشوم ڪہ فراموش
می ڪنم باید نفس بکشم..
دیدگاه ها (۱)

سوگند به شب‌های بی‌ستارهو به زمزمه‌ی باددر رقصِ برگ‌های خسته...

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

عاشقانه های شبنم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

🌅🌊✨ غروب آفتاب در ساحل زیبای فرح‌آباد 😍💛🌞🌊 وقتی خورشید آرام‌...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۱

قسمت بیست و پنج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط