{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت هشتادو س رمان آوازه زیره آب

قسمت هشتادو س رمان آوازه زیره آب
با قیافه ی هنگ بهش گفتم
-حالا من تابستونم رفتم فک کن من فردا فارغ التحصیل میشم... عاخه من که ن خونه دارم ن ماشین!! حالا بازم خوبه از سربازی معاف شدم به لطفه اون همه سگ دو زدنم و پارتی بازی! مثلن من اومد خاسگاری و اون بله گف! بعدش؟ مگه نباس
یهو مامانم پرید وسط حرفم
-ناسلامتی داری دندون پزشک میشی!
-اصن خونه کودوم خری دارین منو میبرین؟
-دختره نسترن خانومو میشناسی؟
-عاخه من اصن میدونم نسترن خانوم کیه که بدونم دخترش کیه؟
-خب وقتی نمیشناسی خفه بشو تا بریم ببینیش!!! ماشالله خیلی خوشگله!! اگه جور بشه دختره با این قیافه ی تو حسابی سگ خور شده!!
-مرسی مامان بابته عنایتی که ب قیافم داشتی! مگه من چمه؟
-دختره دو متر قد داره!!
-همین الان بگم جن هم 2 متر قد نداره!!!
-خفه شو تو حرفم نپر... دو متر قد داره! باریک و بلنده!!!
-مامان من که خر نیستم مگه نرده بونه که هم لاغره هم درازه؟؟؟
-خفه شو کیا تا نزدم تو دهنت...داشتم میگفتم... سفیده سفید عینه برف!!
-شیر برنج لقبه بهتریه یا ماستک!!!
-توله سگ تو حرفه مامانت نپر تا خالی بندیاشو کنه!
مامانم زد ب بابام
-من خالی بندی میکنم ها؟؟
-ن اشتباه شد منظورم این نبود!!
پدره زن ذلیلم...
-هوووم؟؟ من که میدونم!!! حالا خودش ک میبینه بفهمه من خالی نبستم!! داشتم میگفتم... چشماش به اندازه ی کفه دست!!!
-مامان عادم فضایی هم چشماش اندازه کفه دست نیس!!!
-خفه شو من دیگه اگه گفتم چه شکلیه!!
-نگو بهتر!!
مامانم رفت سمته در
-واقعن که خیلی بیشعوری خر مگس فهمش بیشتره که تو حرفه مامانش نپره!!
عاخه مگه مامانه خر مگس هم حرف میزنه؟؟ خوش به حالش اصن مامانش بزور نمیبرتش جایی!! رفت بیرون و بابامم پشته سرش و موقع رفتن برگشت و گف
-توله سگ بزرگه رفته گل و شیرینی بگیره کت شلوار بپوش آماده شو یه ساعت دیه میریم!
الان ساعت شیش بود یعنی هفت میریم!بعدم رفتن بیرون..همونجا کفه اتاق نشستم از حرصم موهایه پامو کندم خیلی درد داشت نزدیک بود دادم بره هوا... خاک توسرم شد من چیکار کنم الان؟؟ من نسیم رو دوس داشتم! خدایا قول میدم اگه نزاری این و من ینی من و این دختره چمدونم همین دختره نسترنه کیه جور شه برم ب نسیم همه چیو بگم!! باشه؟ باشه؟ باشه؟ یهو کل و جیغ همه رفت هوا!! وله اینا کن من چیکار کنم؟؟ به مهدی بگم؟؟ ن ولش کو اونم هی میپرسه خب چرا نمیری؟ برو حالا اگه خوشت اومد چی؟ نسیم رو ول کن آیندتو رو شاید نچین
دیدگاه ها (۱)

قسمت هشتادو چهار رمان آوازه زیره آبنه جدا از شوخی چیکار کنم؟...

قسمت هشتادو پنج رمان آوازه زیره آب بماند خواست واسش چیکار کن...

قسمت هشتادو دو رمان آوازه زیره آبیهو مامانم اومد تو اتاق...-...

قسمت هشتادو یک رمان آوازه زیره آب....دلم میخواست پله ها رو م...

🔸حدادعادل: به دلیل شرایط جنگ، فعلا نمی‌توانیم آن‌طور که باید...

پارت۲۴ قمار یا زندگی

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.10ا.ت:چی ×نشنیدی مگه کری گفت دوست ...

فیک انتقام یا عشق

پارت ۲

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

میخای بساط وطن فروشی جم شه؟چارتا ازین مفسدای گردن کلفت رو اع...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:3کوک:خببب اه ا.ت:خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط