قسمت هشتادو چهار رمان آوازه زیره آب
قسمت هشتادو چهار رمان آوازه زیره آب
نه جدا از شوخی چیکار کنم؟؟ تو جمعه فک و فامیل کاری نمیتونم کنم دست و پام بستس!!قشنگ میدونستن منو چه جوری به تنگنا بندازن!! مثن باید تیپه مذهبی بزنم بدشون بیاد!! ن باو من که اول لباسا خیلی مذهبی ندارم دوم هم شاید دختره ازین چادریا باشه بدتر خوشش بیاد!!!شاید اگه یه تیپه خیلی جلف بزنم بهتر باشه!! ن بابا گفته با کت شلوار بعدم تو فک و فامیل تیپه جلف انصافن؟؟ بعدشم منظورت دقیقن از تیپه جلف چیه؟ یه جور حرف میزنم انگار الان کمدم پره لباسه هر وقت اراده کنم میتونم اون چیزی ک میخوام رو بپوشم!! جلل الخالق!!! یهو دره اتاقم باز شد
-اه کیا تو روحت!
-تو روح خودت بیا ببین دسته گلت رو دوس داری؟؟
یه نگاهه خسمانه بهش انداختم دندونامو رو هم فشار دادم... بیشعور از عمدی اومده خوب منو حرص بده!! با خنده گف
-حالا یه پارس کن بدو بیا پاچمو بگیر به جایه تشکر!!!
-خفه شو کیا تا نیومدم به اندازه ی یه خره بالغ بزنمت!!
-هوش!!! درست صحبت کن بزرگترما!!!
-به عنم!!
همونجا کفه اتاقم پلاس شدم کیا هم گم شد بیرون موقع رفتن هم دو تا فوحشم داد... من الان چه غلطی کنم خوبه؟؟ چه گوهی بخورم حالا؟؟ فوقش فرستادنم با دختره به تفاهم برسیم کلی چرت و پرت میگم درست میشه هوم؟ آره مثلن خواست بحرفه میگم منو به زور اوردن! ن چمدونم یه چیزی میگم بدش بیاد دیه!! مثن موهامو به جا اینکه بالا بزنم فرق بزنم... جوووون چه جیگره منگلی میشم!! ساعت 7 بیس کم بود مهدی اس داد یه امتحانه مهم دارن و اومدنش ب شیراز کنسل شده..حیف شد.. صدام زدن و منم تند تند لباس پوشیدم... همون کت شلواری که عروسیه و کیا پوشیده بودم... هه.. با کت شلواره عروسیه درنا دارم میرم خاستگاری!!! یه چی میگم نخندینا ولی این اولین خاستگاریه که میرم... یعنی اولیش نیس اولین باره که واسه ی خودم میرم... کراوات بزنم یا نزنم؟ نه پلشت بازیه واس چی بزنم؟!! مسخره نکنیا یه بار خواستم جذاب باشم عطره تلخ خریدم هر جا میرفتم میگفتن این بویه گوه از کجا میاد؟! بعدم رفتم خونه ادکلنم رو دادم ب پسر خالم قبل ازینکه آبروم بیشتر بره!! یه بارم سلیقه به خرج دادم واس روزه مادر واسه مامانم اسپری خریدم بعد دیدم مامانم گذاشتتش تو دسشویی ازش پرسیدم گف اسپری دسشویی خریده بودم!! اصن کلن دراین زمینه استعداد ندارم!! پخخخ! ولی الان یه ادکلن 202 از کیانوش کش رفتم... خودش میدونه سرش کلاه گذاشتم در عوض یه کاری بهم دادتش!!
نه جدا از شوخی چیکار کنم؟؟ تو جمعه فک و فامیل کاری نمیتونم کنم دست و پام بستس!!قشنگ میدونستن منو چه جوری به تنگنا بندازن!! مثن باید تیپه مذهبی بزنم بدشون بیاد!! ن باو من که اول لباسا خیلی مذهبی ندارم دوم هم شاید دختره ازین چادریا باشه بدتر خوشش بیاد!!!شاید اگه یه تیپه خیلی جلف بزنم بهتر باشه!! ن بابا گفته با کت شلوار بعدم تو فک و فامیل تیپه جلف انصافن؟؟ بعدشم منظورت دقیقن از تیپه جلف چیه؟ یه جور حرف میزنم انگار الان کمدم پره لباسه هر وقت اراده کنم میتونم اون چیزی ک میخوام رو بپوشم!! جلل الخالق!!! یهو دره اتاقم باز شد
-اه کیا تو روحت!
-تو روح خودت بیا ببین دسته گلت رو دوس داری؟؟
یه نگاهه خسمانه بهش انداختم دندونامو رو هم فشار دادم... بیشعور از عمدی اومده خوب منو حرص بده!! با خنده گف
-حالا یه پارس کن بدو بیا پاچمو بگیر به جایه تشکر!!!
-خفه شو کیا تا نیومدم به اندازه ی یه خره بالغ بزنمت!!
-هوش!!! درست صحبت کن بزرگترما!!!
-به عنم!!
همونجا کفه اتاقم پلاس شدم کیا هم گم شد بیرون موقع رفتن هم دو تا فوحشم داد... من الان چه غلطی کنم خوبه؟؟ چه گوهی بخورم حالا؟؟ فوقش فرستادنم با دختره به تفاهم برسیم کلی چرت و پرت میگم درست میشه هوم؟ آره مثلن خواست بحرفه میگم منو به زور اوردن! ن چمدونم یه چیزی میگم بدش بیاد دیه!! مثن موهامو به جا اینکه بالا بزنم فرق بزنم... جوووون چه جیگره منگلی میشم!! ساعت 7 بیس کم بود مهدی اس داد یه امتحانه مهم دارن و اومدنش ب شیراز کنسل شده..حیف شد.. صدام زدن و منم تند تند لباس پوشیدم... همون کت شلواری که عروسیه و کیا پوشیده بودم... هه.. با کت شلواره عروسیه درنا دارم میرم خاستگاری!!! یه چی میگم نخندینا ولی این اولین خاستگاریه که میرم... یعنی اولیش نیس اولین باره که واسه ی خودم میرم... کراوات بزنم یا نزنم؟ نه پلشت بازیه واس چی بزنم؟!! مسخره نکنیا یه بار خواستم جذاب باشم عطره تلخ خریدم هر جا میرفتم میگفتن این بویه گوه از کجا میاد؟! بعدم رفتم خونه ادکلنم رو دادم ب پسر خالم قبل ازینکه آبروم بیشتر بره!! یه بارم سلیقه به خرج دادم واس روزه مادر واسه مامانم اسپری خریدم بعد دیدم مامانم گذاشتتش تو دسشویی ازش پرسیدم گف اسپری دسشویی خریده بودم!! اصن کلن دراین زمینه استعداد ندارم!! پخخخ! ولی الان یه ادکلن 202 از کیانوش کش رفتم... خودش میدونه سرش کلاه گذاشتم در عوض یه کاری بهم دادتش!!
- ۱۰.۷k
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط