{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کنــــاری از خانه ما..

در کنــــاری از خانه ما..
اتاقیست ســـرد و آبی...
تخت و گیتار کهــــنه من...
عکس یک زن به دیواری...
زنی زیبا روی و خندان...
یار من بود او دورانی...
حالا من ماندم و من...
گیتار و ســـیگار و تنهـــــــــایی...
دیدگاه ها (۶)

برادر ناتنی

معشوقه و خدمتکار

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

داستان عاشقانه جدید

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط