{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودم را تا حد بی عاطفگی محض از همه کنار کشیده ام. همه را

خودم را تا حد بی عاطفگی محض از همه کنار کشیده ام. همه را با خود دشمن کرده ام، با هیچ کس حرف نمی زنم.
مردی با چشمان سیاه و بی ترحم که انبوهی کت کهنه بر دوش دارد..
دیدگاه ها (۱)

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

پارت ۳ با اینکه حالم بد بود ولی نخواستم خماری بزارمتون پارت ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

Part ¹⁵ویو جونگکوک دختر خیلی خوشگلی بود به قول مامانم قرص ما...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.⁴سنگینی هوای م...

چرا برخی اصلاح‌طلبان و دولتمردان، عجز را فریاد می‌زنند؟🔹وقتی...

پارت پنجم — خاندان مینسوآ هنوز هم با ناباوری به یورا نگاه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط