{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهایش…

چشمهایش…
امان از آن چشمهایش…
قاتلین من بودند و هر روز بی صدا مرا میکشتند…
اما امروز من به مرگ خودم راضیم…
ولی آن چشمها…
نمیدانم کجای این دنیا…
به چه مینگرند…
دیدگاه ها (۱)

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیمساکن کوی بت عربده‌جویی بودیمع...

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

دلتنگی هایم برای توتمامی ندارد…عزیزم !آن روز که روسری گلدارت...

عکس های جدید

«در این دنیا، بعضی دوست‌داشتن‌ها آن‌قدر عمیق‌اند که هرگز نام...

رها💔اگر روزی مرا در آغوش مرگ یافتید بدانید که تمام وجودم به ...

مابرای زنده ماندن،بارها مُردیم.نه آن مرگیکه خاک سهمِ آدم می‌...

فراتر از خویش

هیچ چیز ارزش غصه خوردن نداره الا مرگ دلا این عالم فانی به ی...

سال‌هافکر می‌کردمآن روز،همه‌چیزتمام شد.حالاکه به همان نقطهبر...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

السلام علی المهدی ارواحنالهم فدا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط