{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تازه عروسی کرده بودن. با چند تا از دوستان قرار گذاشتیم گل

تازه عروسی کرده بودن. با چند تا از دوستان قرار گذاشتیم گل و شیرینی بخریم و یه سری بهشون بزنیم. خونه‌شون کوچک بود. یه پذیرایی دوازده متری داشتند. روی دیوار بالای پذیرایی یه قاب بزرگ خالی بود. برای همه‌مون سوال شده بود. تا حالا ندیده بودیم کسی قاب خالی به دیوار بزنه! آخرش من طاقت نیاوردم و پرسیدم: این قاب خالی چیه!؟ نکنه به زودی در این مکان عکس عروسیتون نصب میشه!؟ بچه ها خندیدن! خودشم خنده‌ش گرفت و‌گفت: نه!!! این قاب، جای خالی «عکس امام زمان» هست... می خوایم وقتی آقامون ظهور کردند و چهره‌شان را همه دیدند، عکس‌شان را به دیوار خونه‌مون بزنیم...
همه‌مون مات و مبهوت شدیم. یکی پرسید: پس چرا از حالا قاب خالی زدی؟ هنوز که آقا ظهور نکرده...؟! فوری جواب داد: همین دیگه! می خوایم همیشه یادمون باشه که یه چیزی توی زندگی‌مون کم داریم. هر لحظه که این قاب خالیو می‌بینیم یادمون میوفته که منتظر ظهور هستیم...
*اللهم ارنی الطلعة الرشیده والغرة الحمیده...
دیدگاه ها (۶)

امروز، اگرچه باز چشمانم طلوعى ديگر را بر خود ديد، اما يك روز...

اين سطرها را پيش كش به دختران سرزمين مان مى كنيم! آنان كه سر...

آن هایی که به بیداری خداوند اعتماد دارن... ...

نشسته ام چو غباری به شوق اذن دخول... ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔(میخوای پارت 𝟐𝟔 رو بخونی؟ تو کامنتاس...

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت چهاردهم: ملاقاتِ غ...

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط