{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترک جیغ کشید دخترک هرزه نبود

دخترک جیغ کشید دخترک هرزه نبود
عشق آبستن شد........
پسر اما مغرور:این منم مرد زمین
تو خودت خواسته ای عشق .....یعنی همین

دخترک مادر شد و پسر حاشا کرد
دخترک هیچ نگفت نگهی بالا کرد
و سپرد دست خدا بعد از این زندگی اش
دخترک آه کشید آه از سادگی اش

پسر از او بگذشت رفت از آن شهر و دیار
دخترک تنها ماند
شهر بی یاور و یار
زاده شد فرزندش نام او شد لیلا
بی نهایت معصوم بی نهایت زیبا

بی کس و بی همراه با تمام سختی
ساخت دنیای خودش پر شد از خوشبختی
دخترش رعنا شد پاک و بی آلایش
هدیه ی خوب خدا یک بغل آرامش

چند سالی گذشت آن پسر بابا شد
صاحب دخترکی تخس و بی پروا شد
از وجود دختر کل شهر ارضا شد
باز هم عدل خدا با سند امضا شد

پسر قصه ی ما فهمید خیلی زود
علت بدبختی و غم او ز چه بود
یادش آمد آن روز آه... آن دختر پاک
که زمین گرد است و چرخش این افلاک
دیدگاه ها (۲)

( last minute )

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

خجالتیه؟ = عااا خب نه راستش این یکم... _ از اینجا برید قشنگ ...

رمان تهکوک

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p3تهیونگ کمی جلو رفت. از گوشه چشم نگاهی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

پارت اول._*بی گناهان*_

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط