{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت : 57

پارت : 57




«ادمین : اااا بچه اسمه تو که کمال نیست کای



کمال : ااا راست میگی ادمین اسمم کای



ادمین : خب بیاید از اول»



کای : هه بالاخره اومدی؟



بارام : تـ تو کی هستی؟



کای : من هیونینگ کایم



بارام : خـ خب چیکار من داری؟



کای : میخوای دوباره عشقتو ببینی؟



بارام : کی رو؟



کای : یونجون



بارام : و، ولی تو یونجون رو از کجا میشناسی؟



کای : هیسسس این یه رازه



کای : خب حالا بگو حاضری هر کاری انجام بدی تا عشقتو ببینی؟



بارام : ا، اره



کای : هه میدونستم که قبول میکنی



بارام : خب الان باید چه کاری انجام بدم؟



کای : جک



بارام : جـ جک؟



کای : باید بری داخله اتاقش و لپ تاپش رو برای من بیاری



بارام : ا، اما چطوری؟


بارام : مطمئنن اگه لپ تاپش رو بدزدم و بفهمه خودم و پسرامو میکشه



کای : اوممم انتخاب با خودته یا لپ تاپ و براب من بیاری و بتونی تا اخره عمرت با بچه هات کناره همسرت زندگی کنی


کای : یا اون لپ تاپ و برای من نیاری و تا اخر عمرت با جک زندگی کنی


بارام : .......................



کای : انتخاب با خودته



بارام : از کجا معلوم که تو واقعا یونجون رو میشناسی؟



« کمال از داخله کیفش گوشیشو در میاره و عکسه خودش و یونجون رو به بارام نشون میده»


کای : از اینجا
دیدگاه ها (۵۸۱)

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۷جک با دیدن درب نیم...

پارت ۴#تو راز شب های منیروز بعد، سوآ و جی‌هون توی کلاس منتظر...

Kim v

فاصله یک لبخند تا جنون

انتقام در لباس عشق:)پارت 2(ویو چه‌وون)(زمان حال) از صبح توی ...

THE FIRST KISSPART: 5تهیونگ: میتونم عشقتو به خودم حس کنم تو...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

part48. . سوبین در حالی که لباساشو پوشیده بود یه حوله دور گر...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط