{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب شیشه ایی:

خواب شیشه ایی:
@khabshishei
دلم گرفت، دلم تنگ شد، دلم پوسید
که عهد عشق تو دیگر نمی شود تمدید

غروب عشق غمی سهمگین و سنگین است
دل من است و غبار از وداع با خورشید


تو می روی و مرا می گذاری ام با مرگ
وطن بدون تو یعنی حیات در تبعید

به هیچ واژه غم دل نمی شود گنجاند
مرا از آنچه سرودم نمی شود فهمید

شقایقم عطش بارش است در جانم
ولی به نرگس تو نم نمی توانم دید

برو به پشت سرت لحظه ای نگاه نکن
بگیر چشم ز من تا نگیردم تردید

هنوز اشک وداعت به رخ نخشکیده،
دلم گرفت، دلم تنگ شد دلم پوسید

تاجــــSaeidــــــی
@khabshishei
دیدگاه ها (۱)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

- جز اودلم چیزی نمی خواهد بجز بارانبشوید این غبار خسته را از...

جز اودلم چیزی نمی خواهد بجز بارانبشوید این غبار خسته را از ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط