درد دل را با که گویم مرهمی پیدا کند
درد دل را با که گویم مرهمی پیدا کند
این همه شادی به عالم ذره ای از ماکند
هق هق باران برای سرفه ی ابر است اگر
ناله های هرشبم دردش مداواها کند
از دلم رویای عشقت چون پرنده پر کشید
در هراسم خانه ام با غیر مداراها کند
مردمک ها در نبودت فتنه سازی می کند
بی وفایی بر دلت فرمانروایی ها کند
کام من تلخ است و یاد تو شرابی تلخ تر
خاطرم با خاطراتت عشق بازی ها کند
از کنار من گذشتی چشم هایت بسته بود
چشم من با چشمهایت آشنایی ها کند
درد دل را با که گویم مرهمی پیدا کند
گر نسازد خنجری باید صبوری ها کند
این همه شادی به عالم ذره ای از ماکند
هق هق باران برای سرفه ی ابر است اگر
ناله های هرشبم دردش مداواها کند
از دلم رویای عشقت چون پرنده پر کشید
در هراسم خانه ام با غیر مداراها کند
مردمک ها در نبودت فتنه سازی می کند
بی وفایی بر دلت فرمانروایی ها کند
کام من تلخ است و یاد تو شرابی تلخ تر
خاطرم با خاطراتت عشق بازی ها کند
از کنار من گذشتی چشم هایت بسته بود
چشم من با چشمهایت آشنایی ها کند
درد دل را با که گویم مرهمی پیدا کند
گر نسازد خنجری باید صبوری ها کند
- ۲.۶k
- ۱۳ تیر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)