آه که چه آسان گذشت پیشِ من نشستن هاو تمــــــامِ قدم زدن
آه که چه آسان گذشت پیشِ من نشستن هاو تمــــــامِ قدم زدن های عصرگاهی مان چه تنها گذاشتند ما راپاییزهای طلاییِ همیشه عاشق...و تو...که ندانستم چگونه در نهایتِ ناباوری هایم به افقی دیگر خیره شدی که هیچ گاه مسیرِ نگاهت به چشم هایم منختم نشد.....
- ۳۱۶
- ۰۶ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط