{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواستم که خواب و خیال خودم شوی

می خواستم که خواب و خیال خودم شوی

رویا شوی امید محال خودم شوی

لرزید دست هایم و سرگیجه ام گرفت

آوردمت دلیل زوال خودم شوی

هم در دلم شناور هم بر تنم روان

ماهی و ماه حوض زلال خودم شوی

هر روز بیشتر به تو نزدیک می شوم

چیزی نمانده است که مال خودم شوی

حالا تو چشم های منی ابر شو ببار

تا قطره قطره گریه به حال خودم شوی

عاشق نمی شوی سر این شرط بسته ام

نه... حاضرم ببازم و مال خودم شوی
دیدگاه ها (۳)

… ﺍِجبار نمے ڪُنَم بہ دادَم بِرسے… هَرچَند نمانده ازفَراقت ن...

باز هم از تو نوشتم بدنم می لرزد من نفس می زنم و پیرهنم می لر...

️ﺍﻳـــﻨﺠﺎﻧِﺐ ﺩﻳــــﮕﻪ ﻫﻴﭽــﮯ ﻧـــﺪﺍﺭﻡﺗـــــــﻮ " ﺯﻧﺪﮔـــــــ...

ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ ﺗﻼﻃﻢ ﺩﺍﺭﺩﺑﺎ ﺧﯿﺰﺵ ﻣﻮﺟﻬﺎ ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

You stepped through my door Where the danger was born Your t...

سناریو تهیونگ

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط