جوک زیبا در فضائلی که از عمر بن خطاب نقل میکنند
جوک زیبا در فضائلی که از عمر بن خطاب نقل میکنند
تفسیر الرازی ، الرازی ، ج 21 ، ص 88 .
رود نیل طغیان کرده بود و خانه های مردم داشت نابود می شد. آمدند خدمت عمر بن خطاب که ای خلیفه رسول الله! به داد ما برس که خانه هایمان رفت. جناب عمر بن خطاب گفت: یک سفالی برای من بیاورید؛ سریع برای او آوردند و با دست مبارکش بر روی آن سفال نوشت :
(این تیکش جوک جهانی)
اگر به امر خداوند جاری می شوی، پس جاری شو و اگر به امر خودت جاری می شوی، ما کاری نداریم هر کاری می کنی بکن.
بعد از آن، این رودخانه دیگر طغیان نکرد و مردم از طغیان رود نیل راحت شدند.
خخخخخخ مگه میشه اینم شد فضیلت؟
جالبش اینجاست گفته اگر به امر خودت جاری میشوی ما کاری نداریم هر کار میکنی بکن!!!! خلیفه دوم انقد احمق بود که نمیدونسته رودخانه عقل نداره که به اذن خودش طغیان کنه
بعدش خب نقش خلیفه چی بود تو این ماجرا؟
تفسیر الرازی ، الرازی ، ج 21 ، ص 88 .
رود نیل طغیان کرده بود و خانه های مردم داشت نابود می شد. آمدند خدمت عمر بن خطاب که ای خلیفه رسول الله! به داد ما برس که خانه هایمان رفت. جناب عمر بن خطاب گفت: یک سفالی برای من بیاورید؛ سریع برای او آوردند و با دست مبارکش بر روی آن سفال نوشت :
(این تیکش جوک جهانی)
اگر به امر خداوند جاری می شوی، پس جاری شو و اگر به امر خودت جاری می شوی، ما کاری نداریم هر کاری می کنی بکن.
بعد از آن، این رودخانه دیگر طغیان نکرد و مردم از طغیان رود نیل راحت شدند.
خخخخخخ مگه میشه اینم شد فضیلت؟
جالبش اینجاست گفته اگر به امر خودت جاری میشوی ما کاری نداریم هر کار میکنی بکن!!!! خلیفه دوم انقد احمق بود که نمیدونسته رودخانه عقل نداره که به اذن خودش طغیان کنه
بعدش خب نقش خلیفه چی بود تو این ماجرا؟
- ۲.۶k
- ۲۲ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط