{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درسایه ی دلشکستگی پیر شدم، غم خوردم و باغمت نمک گیر شدم،

درسایه ی دلشکستگی پیر شدم، غم خوردم و باغمت نمک گیر شدم، تا آمدم آشنای قلبت باشم گفتی که من از غریبه ها سیر شدم...!!!
دیدگاه ها (۱)

خدایا حواست به گریه های زیر پتویم هست یا تو هم فکر میکنی خوا...

دوستی ما باران نیسات که گاه ببارد، گاه نبارد مثل هواست."ساکت...

قربون سرنوشت شدم. ..

به نام خالق گیتارعشق. .که ساز عاشقی بزنیم.. ...♡♥

زخم فراموشی

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶³با صدایی که سعی در پناه کردن بغض داشت...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

پارت ۳۵

part 8همینجوری داشتم نگاش میکردم که چشمش به من خورد چند لحظه...

مرد بی رحم

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط