{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♔M♔ A ❥❥❥❥❥

♔M♔ A ❥❥❥❥❥
به جان هر چه شقایق که بی تو مردابم
در این حصار پر از غم نمی برد خوابم

ببین که عقربه ها را توان چرخش نیست
به التماس نگاهم نگر که خواهش نیست

قسم به تک تک این لحظه های پایانی
ز چشم مرثیه خوانم غزل نمیخوانی

تو در سراب خیالم بمان و بلوا کن
دو چشم قافیه سازت به روی من وا کن

تمام حاصلم از روزگار بی حاصل
نگشته ام ز تو و یاد تو دمی غافل

چه بیقرار و غریبانه این قلم لغزد
بدون تو به پشیزی جهان نمی ارزد
دیدگاه ها (۱)

NHبه جان هر چه شقایق که بی تو مردابمدر این حصار پر از غم نمی...

به جان هر چه شقایق که بی تو مردابمدر این حصار پر از غم نمی ب...

به جان هر چه شقایق که بی تو مردابمدر این حصار پر از غم نمی ب...

به جان هر چه شقایق که بی تو مردابمدر این حصار پر از غم نمی ب...

NHبه جان هر چه شقایق که بی تو مردابمدر این حصار پر از غم نمی...

به جان هر چه شقایق که بی تو مردابمدر این حصار پر از غم نمی ب...

به جان هر چه شقایق که بی تو مردابمدر این حصار پر از غم نمیبر...

به جان هر چه شقایق که بی تو مردابمدر این حصار پر از غم نمیبر...

گریه نمی کنم که نفهمد کسی مرا!بی های و هوی دست دلم رو نمی شو...

امیدوارم ازدستش ندین.چون خونِ خدا، بیا مسلمان باشیمیا حداقل،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط