{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می شود لج نکنی پنجره را باز کنی ؟

می شود لج نکنی پنجره را باز کنی ؟
صبح زیبای مرا با غزل آغاز کنی ؟

آه ای آتش آوار شده روی سرم 
به خدا لج بکنی از همه لج باز ترم !

می شود با غزلی از تو بگویم ،امشب ؟
لب و چشمان تو را سخت ببویم امشب ؟

غزلی ساخته ام ، مثل غزل های شما 
غزلی مثل در و پنجره ای رو به تو ، وا

غزلی قافیه اش دوست ، ردیفش باران
غزلی ساده تر از ایل و دهاتت ، آسان

راستی از تو و از پنجره هامان چه خبر ؟!
از غزل خواندن و از خاطره هامان چه خبر ؟!

از همان شور دل انگیز که در ایوان ماند ؟
مثنوی های صمیمانه که در دیوان ماند....
دیدگاه ها (۲)

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانمای وای قیامت شد ، در روح ...

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانمای وای قیامت شد ، در روح ...

می شود لج نکنی پنجره را باز کنی ؟صبح زیبای مرا با غزل آغاز ک...

حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکستقدر دل را دلبرم آهسته آهسته شکس...

𝙋 :: 1ویو ا/ترو تختم دراز کشیده بودم داشتم تو گپی که مسابقات...

درخواستی

یه جایی خوندم...تنها بودن با تنهایی فرق میکنه...تنها بودن حا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط