{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۲

پارت ۱۲
بوسه ای از تو💍🦋
صبح شد بعد چند ساعت تو آشپزخونه که دارم صبحونه درست میکنم شان بیدار میشه.
شان: سلام چکار میکنی؟
لیا: سلام، دارم صبحونه درست میکنم.
شان: دستت درد نکنه.
لیا: چرا؟
شان: چون تو اولین بار عاشق شدم.
لیا: وات😐.
شان: من عاشق تو شدم .
ناحی بیدار شد.
ناحی: چیکار میکنید؟
لیا: هیچی.
شان: من برم دستشویی.
لیا: باشه.
ناحی: باشه😶
ناحی میدود سمتم .
ناحی: چی گفت؟
لیا: گفت عاشق من شده‌.
ناحی میزنه پس گردنم.
لیا: آخ چرا میزنی.
ناحی: چون خیلی خر شانسی.
صبحونه و میذارم روی میز و میخوریم پا میشم برم که شان......
شان: کجا میری؟
لیا: میرم پیش شوگا.
شان: من میرسونمت.
لیا: نه نمی‌خواد.
شان: می‌خوام برم مطب تو رو هم میبرم.
لیا: باشه مرسی.
شان:خواهش.
میرسم خونه شوگا.
لیا: مرسی شان.
شان : ☺️
شان می‌ره و من میرم تو.
جیمین:لیا اومدی؟ من دارم میمیرم.
لیا: چرا؟
جیمین: گشنمممممهههههههه
لیا: الان یه چیزی درست میکنم یکمی صبر کنید.
جیمین: باشه.
غذا رو درست میکنم و میذارم روی میز همه میخورن.
نامجون: واقعا مرسی.
جیهوپ: وای عاشقتم.
جیمین: اخیش .
دیدگاه ها (۰)

بچه ها بفرمایید ناهار دیر هنگام یه سری مجموعه غذای فوری تو ذ...

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

پارت چهاردهم صبح امروز جیمین باید برگرده به سرزمین پری ها یو...

#میکاپ_آرتیست_من

تکپارتی وقتی حامله ای

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part18«ویو فردا»- لیا ...+جانم-بیدار شو +بیدارم-...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط