{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۱۱

پارت۱۱
بوسه ای از تو😈😏
میریم رستوران غذاهای چینی.
ناحی: من می‌خوام جلبک و هشتپاه بخورم.
لیا: منم.
هر دو غذامون و خوردیم تو راه خونه بودیم که جین زنگ زد.
جین: الو لیا کجایی؟
لیا: سلام ، با دوستم ناحی بیرونم.
جین: باشه ولی برای فردا بلیت گرفتم ساعت ۸ باید تو فرودگاه باشیم.
لیا: ۸؟! باشه.
جین: باشه پس خدافس.
منو ناحی میریم خونه که عموم بهم زنگ میزنه.
عمو: لیا کجایی؟ بابات نگرانه.
لیا: سلام عمو الان بهش زنگ میزنم.
عمو: باشه ولی بدو.
لیا: چشم. خدافس.
زنگ میزنم بابام.
بابام: الو! لیا کجایی؟
لیا: سلام بابا خونه ناحی.
بابام: منو مامانت داریم میریم سفر تا ۱ماه نمیایم تو مراقب باش و پیش ناحی بمون.
لیا: باشه بابای عزیزم خدافس خوش بگذره.
بابام: مرسی دخترم خدافس‌.
(پرش زمانی)
[نیم ساعت بعد]
ناحی فیلم جادویی میزاره و منم میرم چیپس میارم و باهم میشینیم و میخوریم که زنگ در زده میشه.
شان: سلام منم.(ادمین: عه اینا هم مثل ما میگن منم😂)
لیا: سلام بیا تو.
شان میاد تو .
ناحی: چرا اومدین اینجا اتفاقی افتاده.
شان: اره انگار چند نفر دنبالمن.
لیا: خب شب همینجا بمونید.
ناحی: چی؟؟.......
شان: فکر خوبیه.
ناحی: باشه.
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۲بوسه ای از تو💍🦋صبح شد بعد چند ساعت تو آشپزخونه که دار...

پارت۱۳بوسه ای از تو😭💋(پرش زمانی)[یک ساعت بعد]میرم پیش شوگا و...

پارت۱۰بوسه ای از تو💋❤️صبح میشه و میبینم شان تو خونه ناحی نشس...

پارت ۹بوسه ای از تو🔥😈بعد از اینکه یواش سوپ و دادم به شوگا ، ...

فیک آیدل آسمانی من

تک پارتی برای روز دختر از شوگا توی خونه نشسته بودی که گوشیت ...

فیک تهیونگ~~ملکه قلبم~~پارت۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط