دم صبحه داریم از ساحل برمیگردیم بارون میاد مستیم بهت

دم صبحه. داریم از ساحل برمی‌گردیم. بارون میاد. مستیم. بهت میگم اگه دیگه خوابمون نبره چی میشه؟ میگی اگه الان بیدار بشیم چی میشه؟ می‌بوسمت. می‌خندی. کارگردان میگه کات. تو ناپدید میشی. من می‌خوابم روی شن‌های سرد. مامان میگه رو‌ موزاییک‌ها نخواب بچه. بابا میگه همه‌ش خیاله. میخوام صدات کنم اما اسمت یادم رفته. دکتر میگه مسکن هم بزنم؟ میخوام بگم بزن. پیرمرد تخت کناری ناله می‌کنه. می‌پرم از خواب. خونه سرد و تاریکه.
اگه دیگه خوابم نبره چی میشه؟

#حمید_سلیمی
دیدگاه ها (۰)

حالا که این کلمات را میخوانی، این را هم بدانی بد نیست عزیزمک...

زندگی اگر بدون تجربه‌های تازه باشد، به مفت هم نمی‌ارزد. اگر ...

آن روزها رویاپرداز بودمهزار آرزو در سرم بودتا صبح به زندگی ف...

دل تنگ که میشوم ، دل تنگ نگاهت که میشوم ، دل تنگ صدایت که م...

آبنبات تلخ

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۲۲(گوینده : میتسوری:)امروز میخوام...

P²⁵روز ها میگذشتن..هر روز،هر روز به بهونه هایی سر صحبتو باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط