{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه تابید!

ماه تابید!
تکه ای از دل من روشن شد!
سال هاست محصورم
در دل سنگ درختان دگران!
هر کسی آمد و در دلم تابید و رفت!
جای پایش درختی سبز شد
یک درخت سنگدل
باز ماه می تابد!
بر همین تکه زمین دل من!
دیدگاه ها (۳)

ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ...! ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ...! ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺎﺕُ ﺗﻮ ﺯﻧ...

جا گذاشتی . . . ! رد خاطراتت را جا گذاشتی مال ناراضی از گلوی...

حکم تخلیه دست من استتو را بیرون می اندازم از این خانهخانه ای...

برایت اتفاق افتاده دنبال خودت باشی؟شبی مانند یک دیوانه در حا...

دختری که ملکه ی جهنم شد

بعضی آمدن‌ها،فقط ورقِ تقویم را عوض نمی‌کنند؛حالِ جهان را عوض...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

✦ اولین گناه ✦فصل سیزدهم: جایی که سایه‌ها زندگی می‌کنند---را...

‌

P⁸چراغ‌ها هنوز خاموش بودند.صدای نفس‌های سه دختر در راهرو می‌...

فردا فردا کردن

...My evil angel...پارت⁵🪽🔥 فصل سومنگهبان تالار خاطرات...سکوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط