A.vasipour:

A.vasipour:
#پارت۲۶

آب دهنم رو به سختی قورت دادم و دستم رو روی دستش که دور بازوم پیچیده بود گذاشتم و سعی کردم دستش رو باز کنم و گفتم :و ...ولم....ک....کن....

نیشخندی که روی صورتش بود بهم،میفهموند که امشب کارم تمومه. اما بازم نمی خواستم اجازه بدم به حریم دخترانه م تجاوز کنه.

ساشا دستم رو کشید و گفت :بلند شو من وقت سر و کله زدن با تو رو ندارم.

به شدت دستم رو از دستش کشیدم که اینبار عصبی شد و از موهام گرفت و کشید .درد بدی توی سرم پیچید که ناخدا گاه باعث شد برای کمتر کشیده شدن موهام از جام بلند شم.

ساشا همین جور که موهامو میکشید منو به سمت پله هایی که به طبقه ی پایین متصل میشد برد .از درد موهام جیغ میزدم ولی ساشا دست بردار نبود .با هر داد من بیشتر میکشید .رسید به یک در و بازش کرد و منو پرت کرد تو.

با دیدن استخر بزرگی که رو به روم بود،اشهدمو خوندم.
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 227♡⁠。⁠)⁩وایستا...

پارت ۲۰

ادامه پارت 215هوا تاريك شده بود ولي بلند نشدم. هرچی زمان بیش...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part45میخواست ازم فاصله بگیره کهمحکم بغلش کرد...

من نقطه ضعفاتو بهتر از هرکسی میدونم گرل .. پس باهام همکاری ک...

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_86+خوشت میاد عصبیم کنی ؟نفس ...

برده عمارت جئون

اسیر مافیا پارت ³سیاهی مطلق...ویو ا.ت بعد از اون دیگه چیزی ی...

اجبار به بدبختی پارت ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط