مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود!
مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود!
مرا بخواه که هر قطعهام غزل بشود!
مرا بخوان که پس از این همه «الهه ناز»
دوباره ورد زبانم «اتل متل» بشود!
سیاه چشم! فنا کن سپید را مگذار
که محتوای غزل نیز مبتذل بشود!
هزار وعده به من دادهای بگو چه کنم؟
که دست کم یکی از وعدهها عمل بشود؟!
قسم به عشق! به فتوای دل گناهی نیست
اگر به دست تو نامحرمی بغل بشود!
بیا و مسئلهها را ز راه دل حل کن
که در تمام جهان این سخن مثل بشود:
اساس علم ریاضی به باد خواهد رفت
اگر که مسئلهها عاشقانه حل بشود!
مرا بخواه که هر قطعهام غزل بشود!
مرا بخوان که پس از این همه «الهه ناز»
دوباره ورد زبانم «اتل متل» بشود!
سیاه چشم! فنا کن سپید را مگذار
که محتوای غزل نیز مبتذل بشود!
هزار وعده به من دادهای بگو چه کنم؟
که دست کم یکی از وعدهها عمل بشود؟!
قسم به عشق! به فتوای دل گناهی نیست
اگر به دست تو نامحرمی بغل بشود!
بیا و مسئلهها را ز راه دل حل کن
که در تمام جهان این سخن مثل بشود:
اساس علم ریاضی به باد خواهد رفت
اگر که مسئلهها عاشقانه حل بشود!
- ۳.۵k
- ۱۴ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط