{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستامو که می گیری، روشن میشه فانوسم

دستامو که می گیری، روشن میشه فانوسم
من زاده میشم از نو، وقتی تو رو میبوسم
دستامو که می گیری، من شکلِ خودم میشم
از واهمه می اُفتم، از دلهره کم میشم
وقتی که تو نزدیکی، دلتنگی ازم دوره
وقتی که تو تاریکی، مهتاب چه کم نوره
#یغما_گلرویی
#deep_feeling
دیدگاه ها (۱)

چطور حاضرید؟ چطور حاضرید زیرِ بارِ تمومِ مشکلات و عقایدِ اطر...

عادت کردم. عادت کردم که هر سال توی روز های تکراری خوش بگذرون...

هر آنچه به زندگی دیگران بفرستیم به زندگی خودمان بر می گردد."...

از اون اول دوست داشتم مهربون باشم. اما وقتی مهربونی می کردم ...

اهم، شب شد و من دوباره دیوانه شدم. متنی برای قند عسلم نوشتم😀...

پارت ۱۰ راز ستارۀ درخشان

اعتماد پارت|۷۰|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط