{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گلپونه ها، نامهربانی آتشم زد، آتشم زد!

گلپونه ها، نامهربانی آتشم زد، آتشم زد!


گُلپونه ها، بی همزبانی آتشم زد،



می خواهم اکنون تا سحرگاه هان بخوانم،


افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم!
دیدگاه ها (۲)

«مرد عابد شمرده نمی شود مگر اینکه بردبار باشد و در بنی اسرائ...

سکوت اگر نشانۀ رضا بُود، چگونه باور نکنم، سکوتِ گویا تُو را ...

گفتمَش ای جان جهان! مُفلس و بی مایه شدم، گفت مَنم مایۀ ت...

طَرف کَرم ز کس نبست این دل پُر اُمیدِ من، گر چه سخن همی‌برد ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۲بعد از زنگ، جونگین هنوز کنار چانگبین...

رمان جونگ کوک

رمان جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط