{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part¹⁶

part¹⁶
Cinema, after movie was done
به زحمت چشم هام رو باز نگه داشته بودم، تکیه داده به دیوار به سمت ماشین حرکت کردیم. خیابون خلوت بود، فقط من بودم و جانگ.
جانگ: مطمئنی کمک نمیخوای؟
+تا به حال هیچ‌وقت اینقدر مطمئن نبودم جانگ!
جانگ:....دال
آبرویی بالا انداختم و از حرکت دست برداشتم، دال؟
+دال؟
جانگ: دیگه فامیلمو صدا نزن ، اسم دارم اسمم هم داله!
چشم در حدقه چرخوندم و بدون ادامه دادن بحث به سمت جلو حرکت کردم. نزدیک های ماشین بودیم که با حس دستای گرم جانگ روی کمرم، آژیر خطر ذهنم بلند شد، خودم رو به سمت جلو کشیدم و با اخم به جانگ چشم دوختم
+از اینجا دیگه راه هامون جدا میشه!من تو کوچه ماشین رو پارک کردم..بعدا میبینمت * با عجله و کاملا هوشیار
اما جانگ دوباره به کمرم چنگ زد که موجب آزردگی و درد ناگهانی توی کمرم شد
+جانگ چیکار میکنی* بلند و جدی
جانگ: الان دیر وقته و خطرناکه بیا باهم بریم! تازه تو خسته ای نمیتونی رانندگی کنی.
+برای من تصمیم نگیر، منو ول کن* غرغر
به ناگاه صدایی مردانه ای از پشتمون به صدا در اومد
اتمام ویو امیلی
*: ولش کن* جدی
هرسه با هم ارتباط چشمی برقرار کردن اما شدت این ارتباط بین اون شخص غریبه و کارآگاه گستاخ افزایش یافت
جانگ: برو رده کارت ، میزنم لهت میکنم بعد رو دستم میمونی ها*پوکر
فشار انگشت های مرد روی کمر امیلی بیشتر از قبل شد که باعث خم شدن امیلی از روی درد شد
در یک لحظه ی کاملا حرفه ای مرد غریبه به سمت کارآگاه هجوم برد. دستش رو از روی کمر امیلی آزاد کرد و با اشاره چشم به امیلی فهموند که بره
*: خب من و تو باهم حرف داریم!....
امیلی با تمام توانش به سمت ماشینش دوید و سوار شد، بی خبر از اینکه کسی زیر نظرش داشت.
²days later
جنیفر: شما بدون من رفتین سینما، منو قال گذاشتین!
+خب به این نتیجه رسیدم که نباید میرفتم، اون مرتيکه دیوونه ست! و همچنین به شدت منحرف!* همراه با اخم
جنیفر: به هر ...
+نظرت چیه که فقط ساکت باشی، تا چند دقیقه ی دیگه دادگاه ام شروع میشه و نمیتونم درباره ی تصمیماتم به منشیم گزارش بدم.
جنیفر:باشه...امروز دادگاه کدوم پرونده ست؟
+ت‌جاوز به یک دانشجو!
دیدگاه ها (۳)

part¹⁷Meanwhile_ویو جئونبرگه ها رو از روی میز جمع کردم و داخ...

part¹⁸تا نجوای شخص ممنوعه به گوش امیلی خورد، سرش و قلبش بر خ...

part¹⁵¹⁵⁰min laterکارآگاه جانگ پرونده رو بست، کش و قوسی به ب...

part¹⁴ویو جئونبعد از پیچیدن حوله به دور کمرم، از اتاق خواب خ...

☆پارت ۱۰☆☆ستاره‌ای در شب ☆بدن لو از قوی بودنش می لرزید نمی ت...

پارت 154

پارت 119

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط