{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتن ، همیشه رفتن نیست. گاهی نشسته ای روی مبل لیوان چای ر

رفتن ، همیشه رفتن نیست. گاهی نشسته ای روی مبل لیوان چای را گرفته ای دستت و حتی شاید درجواب حرف های کسی سر تکان می دهی. شاید سر کلاس باشی یا حتی در آغوش کسی. شاید پشت پنجره بهار باشد شاید پایت روی برف های ترد زمستان باشد. مهم نیست . وقت رفتن که برسد ،خودت می فهمی. نه بال لازم است نه بلیط هواپیما و اتوبوس. از سرزمین های یخ زده خودت می روی به دوردست های نا شناس خودت. هنوز نشسته ای سر کلاس ،هنوز چایی می نوشی،. فقط تو دیگر نیستی کسی نخواهد فهمید ولی ، تو از خودت کوچ کرده ای.
دیدگاه ها (۲)

𐙚 گلوآپ فقط خوشگل‌تر شدن نیست!گلوآپ یعنی شروع کنی بیشتر به خ...

چطوری افسرده نباشیم؟🫧⏝︶ׅ︶‌⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶‌- با خودت مهربون باش: معمو...

پارت۵#تو راز شب های منیسه‌تایی هنوز توی کتابخونه نشسته بودن....

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

صفحه آرایی کتاب

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

قسمت یک

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط