(ادامه تکپارتی😅) &کوک&
(ادامه تکپارتی😅) &کوک&
وقتی:``بچتون اتفاقی......``
پارک:(لبخند)
آت
تصمیم گرفتم این موضوع رو با کوک
در میون بزارم.
-جدی؟
+آره،یه جورایی انگار از لونا خجالت میکشم (با ناراحتی)
-فکر نکم چیز زیاد خاصی باشه به هر حال اون با این قضیه آشنایی پیدا میکرد
+نه اون فقط هفت سالشه و ممکنه خیلی برای ذهن و روانش سنگینباشهمخصوصاً از طرف پدر و مادر.
-باشه باهاش صحبت میکنیم جوری که انگار چیز زیاد مهمی نیست،
قبوله؟(لبخند)
+آهوم(لبخند کج و معوج)
-زیاد نگران نباش این اتفاقا ممکنه تو هر خانوادهای بیوفته
+موافقم(لبخند)
سر میز غذا
-لونا امروز مدرسه خوش گذشت؟(لبخند)
لونا:بله(لبخند)
-لونا اون شبی که داداشت طب داشت تو بیدار بودی عزیزم؟(لبخند،ملایم)
لونا:آ..آره
-لونا میدونی که بین آدم بزرگا احساساتی به نام عشق هست و اونو بعضی وقتا به همدیگه نشون میدن
لونا: واقعا؟
-آره، و توهم وقتی بزرگ بشی تجربش میکنی
لونا:..
کوک لونا رو از روی صندلی بلند کرد و روی پای خودش نشوند
و به بوسه روی گونش زد
-میخوای مثل قدیما بابایی به بهت غذا بده؟
لونا: آره بابایی جونم
و لونا با لحن بچگونه و نازکش باعث شد دل جونگکوک برای هزارمین بار براش بلرزه......♡
The end
متاسفم اگه بد شد
وقتی:``بچتون اتفاقی......``
پارک:(لبخند)
آت
تصمیم گرفتم این موضوع رو با کوک
در میون بزارم.
-جدی؟
+آره،یه جورایی انگار از لونا خجالت میکشم (با ناراحتی)
-فکر نکم چیز زیاد خاصی باشه به هر حال اون با این قضیه آشنایی پیدا میکرد
+نه اون فقط هفت سالشه و ممکنه خیلی برای ذهن و روانش سنگینباشهمخصوصاً از طرف پدر و مادر.
-باشه باهاش صحبت میکنیم جوری که انگار چیز زیاد مهمی نیست،
قبوله؟(لبخند)
+آهوم(لبخند کج و معوج)
-زیاد نگران نباش این اتفاقا ممکنه تو هر خانوادهای بیوفته
+موافقم(لبخند)
سر میز غذا
-لونا امروز مدرسه خوش گذشت؟(لبخند)
لونا:بله(لبخند)
-لونا اون شبی که داداشت طب داشت تو بیدار بودی عزیزم؟(لبخند،ملایم)
لونا:آ..آره
-لونا میدونی که بین آدم بزرگا احساساتی به نام عشق هست و اونو بعضی وقتا به همدیگه نشون میدن
لونا: واقعا؟
-آره، و توهم وقتی بزرگ بشی تجربش میکنی
لونا:..
کوک لونا رو از روی صندلی بلند کرد و روی پای خودش نشوند
و به بوسه روی گونش زد
-میخوای مثل قدیما بابایی به بهت غذا بده؟
لونا: آره بابایی جونم
و لونا با لحن بچگونه و نازکش باعث شد دل جونگکوک برای هزارمین بار براش بلرزه......♡
The end
متاسفم اگه بد شد
- ۵۵۲
- ۰۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط