وقتی خداوند ازپشت
وقتی خداوند ازپشت
دستهایش را روی چشمانم گذاشت
ازلای انگشتانش
آنقدرمحو دیدن دنیا شدم
که فراموش کردم که منتظر است
نامش راصدا کنم..****
دستهایش را روی چشمانم گذاشت
ازلای انگشتانش
آنقدرمحو دیدن دنیا شدم
که فراموش کردم که منتظر است
نامش راصدا کنم..****
- ۱.۲k
- ۰۷ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط